تبليغاتX
مروارید اقیانوس

مروارید اقیانوس

تنهایی محض...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

در خواب ناز بودم شبی........دیدم کسی در میزند........در را گشودم روی او........دیدم غم است در میزند.......ای دوستان بی وفا........از غم بیاموزید وفا........غم با آن همه بیگانگی........هرشب به من سر میزند...

بیشتر لینکام پاک شدهلطفا بگید تا دوباره لینکتون کنم

اگه لایق دونستی کلیک کن

یه مین طول میکشه

Top Blog


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوم دی 1390ساعت 12:14 توسط شبنم|

 
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:30 توسط شبنم|

امروز روزآخر مدرسه بود...!!

دلم تنگ میشه واسه همه دوستام و همکلاسی هام که تو بدترین شرایط ترکم نکردن...!!

شینا جونم-هانی-الی-پروین-طیبه-...دوستون دارم .امیدوارم خیلی زود خصوصا تابستون دوباره ببینمتون دل من خیلی زود تنگ میشه...!!

شینا جونم امروز روز آخر مدرسه نبودی!!جات خالی کلی با بچه ها شیطونی و خنده و دیفونه بازی در آوردیمدوستت دارم شینا -بهترین هم کلاسم-دوستم -مهربونم-تویی که همیشه با سوژه پیدا کردنات منو غرق خنده میکردی!!

پینوشت:خداوندا بالاترین خوشی ها خنده است...!!آن را به دوستانم عطا کن.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 16:49 توسط شبنم|

مامان عزیزم ازت خجالت می کشم

چون نمی خوام به اون خوبی ای باشم که تو می خوای

مامان عزیزم ازت خجالت می کشم

چون هیچ وقت بهت نگفتم دوستت دارم و متاسفم

مامان جونم اینجا میگم دوستتت داااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم.روزت مبارک

مامان جونم این گل ها فقط ماله خوده خودته

نه………….برای مادرت یک کاری بکن
فردا نه
…چند ساعت بعد هم نه
…چند ثانبه دیگر هم نه…
…همین الان
……برای مادرت یک کاری بکن
اگر زنده است دستش را
اگر به آسمان رفته است …قبرش را….
اگر پیشت نیست …یادش را….
اگر قهری…چهره اش را….
اگر آشتی هستی پایش را… ببوس.

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:5 توسط شبنم|

-آرام آرام دستانم را به سویت می آورم،

آیا دستانم را خواهی گرفت؟؟

-آرام آرام از تو تمنا میکنم،تمنای قطره ای اشک،

سیل اشک به سویم روانه میکنی؟؟

-آرام آرام با تو هست میشوم،وجود می گیرم،

به من وجود می بخشی؟؟

-آرام آرام به سویت می آیم،

دوان دوان به سویم می آیی؟؟

-آرام آرام امروزم را سپری میکنم،

فردایم را می سازی؟؟

-آرام آرام فراموشت میکنم،

مرا رها میکنی؟؟

-آرام آرام محتاجت میشوم،

حاجت روا می کنی؟؟

-آرام آرام دلتنگت می شوم،

آغوش باز میکنی؟؟

-آرام آرام در آغوشت جای می گیرم،

ای پروردگار کاری کن تا دیگر رهایت نکنم!!

-از "وفا"

"وفا"ی عزیزم بازم بنویس!!

نوشته هاتو دوس دارم!!نوشته هات تجلی احساساته منن!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:7 توسط شبنم|

چه زیبا خالقی دارم

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا، با آنکه میداند گنه کارم...

پی نوشت:چرا خدا...؟؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خداوندا، خداوندا !!!

قرارم باش و یارم باش ...

جهان تاریکی محض است !!!

می‌ترسم ،

کنارم باش ...

پی نوشت:خدا ببخش اگه تلخ حرفام!!

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:37 توسط شبنم|

 

بازم دلم گرفته گریم اختیاری نیست آخه جز گریه منو کاری نیست

یه عمرِ از محبّت بی نصیبم ای خدا

من غریبم ای خدا چرا جزغصه منو یاری نیست

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه

نمیخوام چشمام اون دنیا رو ببینه

از لبهای سردم خنده گریزونه

راز دل خستم هیچکی نمیدونه

بازیچه شدن تا کی؟

دل رو گول زدن تا کی؟

افسردگی تا کی؟

پینوشت:بیخیال...

http://shivash.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF/39.jpg

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:51 توسط شبنم|

تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت؟؟

تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت؟؟

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟؟

یا فقط با گریه های بیقرار آرام شد؟؟


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:51 توسط شبنم|

این پستم با بقیه پستام فرق داره نظراتون واسم مهمه اگه واستون مهمم نظراتونو حتما بگید.

چن روز پیش دوست عزیزم F.N اس داد که:

اگه کسی که دوستش داری از خاک باشه و تو سفالگر باشی ازش چی میسازی؟

سوال خیلی مهمی بود حیفم اومد نزارمش اینجا لطفا همتون جواب بدید.

با دوستم سر این موضوع اس بازی کردیم گذاشتم ادامه مطلب. اگه دوس داشتید جوابای منو و اونو بخونید برید ادامه مطلب.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 19:44 توسط شبنم|

یادمان باشد

زنگ تفریح زندگی همیشگی نیست....

زنگ بعد حساب داریم!!

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 10:56 توسط شبنم|

گاهی سکوت علامت رضایت نیست .
شاید کسی دارد خفه می شود.
پشت سنگینی یک بغض ...

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 16:40 توسط شبنم|

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست  تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست تنهایی را دوست دارم زیرا....

نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 17:37 توسط شبنم|

زندگی بی رحم ترین معلمی است که اول امتحان میگیرد

و بعد درس میدهد...!!!

http://www.raytownfire.com/images/burning_candle.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 17:38 توسط شبنم|

دلم باز امشب گرفته

بیا تا کمی با تو صحبت کنم

بیا تا دل کوچکم را

خدایا فقط با تو قسمت کنم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 11:55 توسط شبنم|

بی وفایی کن وفایت میکنن..........با وفا باشی خیانت میکنند..........مهربانی که چه ایین خوشیست..........مهربان باشی خیانت میکنند!!!!

جملات زیبا گیله مرد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 11:51 توسط شبنم|

روزی روزگاری مردم شهری تصمیم گرفتند برای نزول باران دعا کنند!!

فردای آن روز همه در میدان شعر جمع شده بودند و فقط یک پسر بچه با خود چتر آورد و دین یعنی:

ایمان

جملات زیبا گیله مرد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 11:44 توسط شبنم|

اما…
با این همه
تقصیر من نبود
که با این همه….
با این همه امید قبولی
در امتحان ساده تو رد شدم
اصلا نه تو نه من !
تقصیر هیچ کس نیست
از خوبی تو بود
که من
بد شدم

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 20:13 توسط شبنم|

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 21:13 توسط شبنم|

عجیب است که .................

پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم ،

بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !

بعد از چند روز به دوستی ، بعد از چند ماه به همکاری ،

بعد از چند سال به همسایه ای ...

اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !

خدا جون........

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 21:9 توسط شبنم|

بر آنچه گذشته و آنچه شکست

حسرت نخور!!

زندگی اگر زیبا بود

با گریه شروع نمیشد!!!

 عکس   عکس هایی سیاه و سفید و بسیار زیبا

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 21:0 توسط شبنم|

دیروز
ما زندگی رو به بازی گرفتیم
امروز, او ما را..
فردا؟

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 16:50 توسط شبنم|

سر مشق های آب بابا یادمان رفت

رسم نوشتن با قلم ها را یادمان رفت

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

اما خدای مهربان را یادمان رفت

عاشق اون دیالوگ پدر ژپتوام

که به پینوکیو میگه:

پینوکیو چوبی بمان!!!

آدم ها سنگی اند

دنیایشان قشنگ نیست...

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 16:49 توسط شبنم|

وقتی خدای مهربون بنده هاشو می آفرید

با قلم نوک طلا مرغ پر طلا روی پیشانی آنها می نوشت قصه خوب سرنوشت

وقتی نوبت من شد قلم نوک طلا شکست  و مرغ پر طلا پرید و رفت

خدای مهربون از مرغ پر سیاه یه پر گرفت و روی پیشانی من نوشت:

قصه ی تلخ سرنوشت

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 16:25 توسط شبنم|

پست عیدو دیر دادم بیرون....شرمنده

سال ۱۳۹۰ تموم شد...۱۳۹۱ اومد...

سال۱۳۹۱ هم تموم میشه و ۱۳۹۲ میاد...

۱۳۹۲ هم تموم میشه ۱۳۹۳ میاد....

زمان زود میگذره

آخرش به این میرسیم که دنیا دو روزه

بیاین این دو روزو از دست ندیم

یه روز واسه این پشیمون نشیم که دو روزو یکی با "غرور و دلشکستن" از دست دادیم یه روزشم با "غصه و حسرت و حرص مال دنیارو خوردن" از دست دادیم...

امیدوارم آخرش همه چیز واسمون مونده باشه به جز حسرت و پشیمونی...

خداجونم دستامو تا الان گرفتی دستامو از خودت جدا نکن که گم میشم... میون این دنیای تاریک زندگی....

شوخی کردم

راستی نه تنها عید امسالو بلکه همه عیدارو بهتون تبریک میگم

امیدوارم ۱۰۰۰۰تا عید پیش روتون باشه

یادتون باشه که من اولین نفر همه ی عیدارو بهتون تبریک گفتماااااااااا

تو ادامه مطلب واستون یه هفت سین خوشکل گذاشتم


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 16:12 توسط شبنم|

همدم تنهایی شب های من ، اشک است و بس /

مرهم زخم دل تنهای من ، اشک است و بس /

 گر نمیبینی غمی اندر نگاه خسته ام /

آنچه میشوید غم از چشمان من ، اشک است و بس .

عکس قلب های زیبا و عاشقانه (4)

نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 11:44 توسط شبنم|

موج اگر میدانست ساحل هیچگاه دستش را نمیگیرد هرگز برای رسیدن به آن نفس نفس نمیزد...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 15:6 توسط شبنم|

ساکنان دریا پس از مدتی دیگر صدای امواج را نمیشنوند چه سخت است قصه عادت!...
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 15:4 توسط شبنم|

خاطرمان باشد به یاد هم باشیم

شاید سال ها بعد در گذر جاده

بی تفاوت از کنار هم بگذریم

و بگوییم:

آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...

نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 11:20 توسط شبنم|

معلم برای سفید بودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و "همه"به من خندیدند...

اما من خدایی را کشیده بودم که "همه" میگفتند دیدنی نیست!!

نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 11:18 توسط شبنم|

  اگر روزی تهدیدت کردند بدان در برابرت نا توانند!!

اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست!!

اگر روزی ترکت کردند بدان با تو بودن لیاقت میخواهد!!

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 16:31 توسط شبنم|


آخرين مطالب
» ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥پست ثابت♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
» اول و آخر و تموم حرفم...!!
» دوستام
» روزه عزیز ترینم مبارک
» "وفا"
» بازم خودت و خودم!!
» ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿
» دریاب...!!
» خیلی مهمه
» زنگ تفریح
Design By : Pars Skin